دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
خبرنگاری
خبرنگاري شغل است ، آري واقعيتي غيرقابل انكار است كه از نان درآوردن گريزي نيست ، اما خبرنگار مانند برخي آسوده طلبان نانش در روغن نيست كه در خون دلش است.
خبرنگاري عشق است "ع "آن عقل و خردي است كه راهنماي تو به چراييها است ، "ش " آن شهامتي است كه لازمه كشف حقايق و واقعيات است و "ق" آن قلمي است كه پروردگار عالم هستي بهآن سوگند ياد كرده كه "ن و القلم و ما يسطرون".
و چهپرعظمت و مسووليتآور است . اگر خوب به مفهوم اين آيه فكر كني، صداي ملكوت را ميشنوي كه تو را هشدار ميدهد به اين كه تو در مقابل آن چه مي نويسي نه تنها در مقابل مردم بلكه در پيشگاه حق مسوولي.
و از اين رو است كه وقتي قلم به دست ميگيري ترسي شفاف و درنگي از روي تعقل تو را فرامي گيرد ترس از اين كه به نداي وجدان عمل كني و بنويسي يا عافيت طلب باشي و قلم را به حال خود يا ميل ديگران روي كاغذ بلغزاني.
خبرنگاري تنها يك شغل نيست بلكه همچون خون با وجود تو عجين ميشود و در سفر و حذر با تو است.
مانند عاشقي، وقتي دچارش شدي ديگر از آن گريزي نيست هرجا كهباشي هنگامي كه ميكوشي چشمهاي خسته از ديدن را به روي خواب بگشايي ، در صف خريد نان يا بر تخت بيمارستان ، موقع رساندن فرزندت به مدرسه ، گاه تفرج يا ديدار دوستان ، چون خون گرم در رگهايت جريان دارد و تو را از سكون و يخ زدگي ، تماشا نكردن ، گوش ندادن و بيتفاوت بودن و روزمرگي باز ميدارد.
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
کاغذ
پیشینه ای از کاغذ
ساختن كاغذ
تكهاي كاغذ برداريد. آن را از ميان پاره كنيد و با دقت به لبهي پارگي نگاه كنيد. در لبهي پارگي، رشتههاي نازك و مو مانندي را ميبينيد كه همانند رشتههاي پشمي نمد، در هم تنيدهاند. اين رشتهها از مولكولهايي به نام س لو ل ز ساخته شدهاند. سلولز مولكولي نخ مانند و دراز است كه پيكر گياهان را ميسازد. هر يك از رشتههايي را كه درلبهي پارگي كاغذ ميبينيد، از هزاران مولكول سلولز درست شده كه مانند رشتههاي طناب به دور هم پيچيدهاند. چوب درختان مقدار زيادي سلولز دارند. از اين رو، كاغذ را از چوب آنها ميسازند.
براي ساختن كاغذ، درختان را ميبرند و به كمك دستگاههاي ويژهاي، تنهي آنها را ريز ريز ميكنند. سپس، تكههاي كوچك چوب را با مواد شيميايي(از جمله سود، سولفات يا سولفيت) و مقدار زيادي آب داغ، مخلوط ميكنند. به اين ترتيب، خميري از رشتههاي سلولزي به دست ميآيد. آنگاه، خمير را روي يك توري فلزي ميريزند تا آب اضافي خود را از دست بدهد. سپس خمير از لابهلاي چند غلطك ميگذرد و آب خود را بيشتر از دست ميدهد. پمپهاي مكندهي آب، به اين كار كمك ميكنند. سرانجام، خميري كه به صورت ورقهي درازي درآمده است، با گذشتن از لابهلاي غلطكهاي داغ، كه در دستگاههاي بزرگ بيش از 100 عدد است، خشك ميشود و به صورت كاغذ در ميآيد. در پايان كار، دستگاهي كه به رايانه ارتباط دارد، كلفتي كاغذ، اندازهي آب و شمار سوراخهاي احتمالي موجود در آن را بررسي ميكند. در صورتي كه كلفتي كاغذ در همهجا يكسان باشد، اندازهي آب مناسب باشد و تعداد سوراخها چندان زياد نباشد، كاغذ برش ميخورد و به بازار فرستاده ميشود.
گاهي با بهرهگيري از مواد ديگري، كاغذهاي بهتري ساخته ميشود. براي مثال، براي اين كه كاغذ سطح صافتري داشته باشد و آب زيادي به خود نگيرد، نشاسته يا رزين به دست آمده از درخت كاج را به آن ميافزايند. براي ساختن كاغذهاي بسيار نرم و سفيد نيز كاغذ را از لابهلاي غلطكهايي ميگذرانند كه دماي بيشتري دارند و سطح آن كاغذها را با مخلوطي از خاك چيني و آب ميپوشانند. همچنين، براي اين كه كاغذ محكمتر شود، به آن پنبه ميافزايند. اگر هم بخواهند از كاغذ، دستمال كاغذي درست كنند، به آن نرمكننده ميافزايند و با كمك مواد شيميايي، ميكروبهاي آن را از بين ميبرند. بنابراين، با بهرهگيري از مواد گوناگون ميتوانيم كاغذهاي ويژه، مانند كاغذهاي صافي، كاغذهاي روغني، كاغذهاي خوشبو، كاغذ نقاشي، كاغذ خوشنويسي، كاغذهاي صنعتي، كاغذ دستشويي و گونههاي ديگر، ساخت
دوشنبه چهاردهم آبان 1386
کتاب نو
چاپ واقعي است
بوي مركب... حس كردن كاغذ ... رنگ سياهي كه به خاطر برداشتن كاغذهاي تازه چاپ شده به دستانتان ميچسبد... وزن كتاب جنگ و صلح (تولستوي) چاپ در دستانت ... شنيدن صداي ورق زدن يك كتاب جلد سخت، وقتي كه براي اولين بار آن را باز ميكنيد
چه زیباست
و زیباتر آنکه مارا به یاد خاطرات کودکیمان می اندازد .
آنچنان که باورمان نمی شود که چنین روزهایی داشتیم.
پنجشنبه دهم آبان 1386
نقاشی
هنر چیست؟
هنر یکی از نیاز های اساسی انسان است
متمایز ترین شکل فعالیت اجتماعی که بطور قطع در پیدایی و تکامل شخصیت و بهبود و پالایش و ی سهم بسزایی دارد .
اشتیاق انسان به هنر عمیق و ریشه دار است .
هنر از ماقبل تاریخ تا کنون نمایان و مشهود است.
آنچه از بشر اولیه می دانیم اینست که انسان محصور در اندیشه بقا معیشت هراسها شکستهاو .........از زیبایی و گویایی هنر بوجود آمده و از طریق آن اندیشه ها و عواطفی را که در ذهن داشته متجلی می ساخته است.
او با افزودن خطوط و پیچ و خمهای اضافی بر ابزار کار و زندگیش به زیبایی می اندیشید.
هنر جلوه انسانیت انسان است.
یک حقیقت متعالی و پاسخگوی نیازها و گاریش های انسانی همچون کمال جویی معنویت طلبی احراز و اعلام هویت و در مراتب پایین تر تبعیت تقلید تحصیل رفاه مادی و پر کردن اوقات فراغت آثار هنری جلوه گاه ذات شاعرانه و تفکر و کار انسانی هستند و از این رو نفوذ تعالی بخش فوق العاده نیرومندی بر انسان و جامعه اعمال می کنند.
پنجشنبه دهم آبان 1386
مبانی چاپ
فرق کار سفارشی و کار خودجوش
به نظر من کار خودجوش یک حس داخلی در انسان را بر می انگیزد و یا به صورت نوشته یا شعرو نقاشی و خیلی چیزهای دیگر در می آید.
مثلایک شاعر چیزی را به زبان می آورد حس و جودی خودش که به صورت منظم و انسجام یافته نمایان است.
اگر به نقاشی کودکان نگاه کنیم حس واقعی را در آن می بینیم چون آموخته شده نیست بلکه هر چه که بر روی کاغذ می آورند و فکر و دیدگاهشان است. مثلا ممکن است شخصی خواب خود را تفسیر کند. البته ما این نوع کار را به صورت اصولی انجام می دهیم تا درک آن برای دیگران یا مخاطب راحت باشد.
همیشه کارهای خودجوش خاص هستندو کارهای سفارشی عامیانه چون کاری است که بنا به میل و دستور فردی به نویسنده یا نقاش و یا هر حرفه ای که شامل آن شود انجام می شود و ما روحیاتمان را کمتر می توانیم در آن دخالت دهیم . البته باید یادآور شویم که امروزه مد نظر ما کارهایی است که درست و اصولی طبق دستورات ضوابط و قواعد درستش انجام می شود و ما از مطالبی که خیلی ساده و عامیانه از جهتی که قواعد در آن رعایت نشود رانمی پذیریم. مثلا الان برگه های دست نوشته برایمان جالب نیست و باید آنبه صورت صفحه بندی شده باشد و خیلی از کارهای دیگر...............
کار خودجوش چون این حس را در همه ایجاد نمی کند نمایان تر می شود. مثلا سبکهای کاری در نقاشی طوری است که اگر کسی کاری خود جوش وخاص انجام دهد طوری جلوه می کند هر کس در هر جا و در هر نمایشگاهی این کار را ببیند بداند مربوط به کدام شخصیت است ولی کار سفازشی در دست خیلی ها است و باید نویسنده ی آن معرفی شود. باید بدانیم هر کسی نمی تواند کار خودجوش انجام دهد چون درونی می باشد ولی کار سفارشی را می توان با یادگیری انجام داد.
دوشنبه هفتم آبان 1386
خدای من
"اگر بتوانی ایمان بیاوری هم چیز ممکن است"
خدای من خدای وفور و نعمت است و اکنون هر ناز و نعمت را که آرزومند یا نیازمند باشم،بیش از آن را به من عطا می کند.هر آنچه حق الهی من باشد هم اکنون به صورت بهمن های فراوانی به یمن فیض و از راههای عالی به من می رسد.همه راهها گشوده اند و همه درها باز شده اند تا خیر و برکت بی درنگ و بی پایانی که خدا می خواهد نزدم بیاید،موفقیت راز نیست نظام است. "راه کامیابی راهی است مستقیم و باریک جاده جذبه عاشقانه و توجه نا گسسته"
